دنیا چیزه بدیه
چشامو دوخته بودم به یه شاخه گل یاس داشتم از دردام میمردم دیدم آسمون سیاهست قطره ی شاخه تنها توی اون سکوت تازه اینا دنیای چشام بود که میرفتن زیره سایه همه جا بارونی و سرد کاش میشد عشق ببینم . . . خنده ی جنگل وحشی خنده ی تلخ دلم بود حالا این اشکای کهنه آخرین حرف دلم بود پیش چشمای ترم چرا بارون میزنه؟ همه جا خیسه ولی اینا اشکای منه همه چیز تموم شده و گریم از تنهایاست همه رفتن حالا مونده من و غم هامو گل یاس مگه خسته شدن شاخ و دم داره!!!!!!!!!!!!!!! اتل متل توتوله این زندگی چه جوره ؟ همش غم و همش درد گاهی یه خورشید سرد اتل متل توتوله چرا زندگی زوره؟ چرا همه میخندن گاهی خوشی چه دوره اتل متل توتوله خب زندگی این جوره گاهی خوشی گاهی غم گاهی دلی که کوره







نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت
9:22 PM توسط سانیا| |
خسته شدم
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت
7:0 AM توسط سانیا| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/01ساعت
9:46 PM توسط سانیا| |















